بحثی در علم کلام

نویسنده

چکیده

ادیان الهی که همه بر صراط واحد استوارند و هدایت انسان را جستجو میکنند همواره به زبان عامه مردم بیان شده اند‘اما در ورای این ظاهر‘باطنی دارندکه خواص را نیز درهردرجه ای که هستند از زلال معرفت و حقیقت بهره مند می سازند.
این ویژگی باعث شده تا در سراسر تاریخ ادیان مباحثات و منازعات فکری گوناگون را به ارائه راههای مختلف برای دستیابی به حقیقت رهنمون سازد. علم کلام در چنین شرایطی پابه عرصه دانش گذارد تا ساحت دین را از لوث انحرافات فکری منزه بدارد و دین را آنگونه که باید شناخته شود و به دور از القائات نابجای فکری به انسان بشناساند.
دین شریف اسلام نیز از این قاعده مستثنی نبوده و اندکی بعد از پیدایش و تثبیت از جوانب مختلف مورد قضاوت قرار گرفته است و از همان زمان هم متکلمین مسلمان برای تعیین حدود و ثغوری که حافظ حریم آن باشد پا به میان گذاردند و برای صیانت از مقدسات بر آن شدند تا خود دین را به تصویر بکشانند.
اما شگفت آنکه در میان خود متکلمین نیز در تبیین مسائل اختلاف نظر پیدا شده و علم کلام خود محل مناقشه قرار گرفت و این نیز به نوبه خود موجب پویایی‘پیشرفت و تحول عظیم در این علم گردید. جدال همیشگی میان کلام و فلسفه هم از مهمترین مسائل مربوط به دین و دین شناسی است که باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد.
مقاله حاضر ‘ تحقیقی است راجع به علم کلام اسلامی که در آن سعی شده از ابعاد مختلف به این موضوع نگریسته شود و از زوایای مختلف مورد دقت قرار گیرد.مراجعه به آراء علمای بزرگ اسلامی نیز به گونه ای است که در پایان به خواننده امکان قضاوت در مسأله را خواهد داد.
والحمدلله رب العالمین